خرید بک لینک
خود ناتوان سازی، مبانی نظری ,و, پیشینه تحقیق :: نقش برتر پارس

نقش برتر پارس

نقش برتر پارس

نقش برتر پارس

کلمات کلیدی

بایگانی

آخرین مطالب

پیوندهای روزانه

پیوندها

۱۶ تیر۹۶

خود ناتوان سازی، مبانی نظری و پیشینه تحقیق

تاریخ ایجاد 07/07/2017 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 46 برگ ورد قیمت: 19000 تومان حجم فایل: 78 kb تعدادمشاهده 2


خود ناتوان سازی، مبانی نظری و پیشینه تحقیق

ادراک توانایی، سازه اصلی نظریه خودارزشی کاوینگتون (1992) است، مطابق با این دیدگاه مردم نیاز دارند که خود را فردی شایسته ادراک کنند، به عبارت دیگر توانمندبودن نشانه ارزشمندبودن است، به خاطر اهمّیتی که خودارزشمندی دارد و به منظور حفظ خود پنداره مثبت مردم مجموعه¬ای از راهبردهای خود حمایتی را جست وجو می¬کنند. این راهبردها عبارتند از:
الف: تعیین هدف¬های غیرقابل دسترس و غیرواقعی، به نحوی که شکست را بتوان به دشواری تکلیف نسبت داد نه فقدان توانایی
ب: بهانه¬جویی مانند نسبت¬دادن شکست به عوامل غیرقابل کنترل
ج: استفاده از راهبردهای خودناتوان¬سازی مختلف مانند مسامحه¬کاری یا فقدان مطالعه (گراهام 1991)
نظریه خودارزشی بر نگه¬داری و حمایت ازعزت¬نفس تأکید دارد. مطابق با این نظریه، انگیزه اوّلیه انسان¬ها، انگیزه خودارتقایی است، یعنی افراد اطلاعاتی را جست وجو می¬کنند که تلویحات مثبتی برای عزت¬نفس داشته باشد و از اطلاعاتی که تلویحات منفی دارد اجتناب می¬کنند. خودارزشی یک فرد توسط میزان سرمایه¬گذاری عزت¬نفس برای برآمد تعیین¬شده، به طوری که ارزش آن¬ها به درک موفقّیت یا شکست یا پذیرفتن خود معیارهای مرتبط با برآمد مذکور بستگی دارد. به ویژه در تجزیه و تحلیل عزت¬نفس رفتار پیشرفت، افراد به دنبال رویارویی با شکستی که به سبب انتساب درونی عدم موفقّیت به ناتوانی خود، به وقوع پیوسته، احساس شرمساری را تجربه می¬کنند. هنگامی که تلاش به منظور بالابردن سطح استنتاج مربوط به توانایی پایین افزایش پیدا کرده، این امر منجر به پدیدآمدن احساس حقارت و افزایش سطح انتظار رویارویی با شکست می¬شود.
و.....

در 50 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

نظریهxad های مربوط به خودناتوانxad سازی

هیگینز (1990، به نقل از نیکنام و همکاران،1389) بنیانxadهای اصلی رفتارهای خودناتوانxadساز را از گذشته تا روانxadشناسی عزتxadنفس آدلر دنبال میxadکند که طبق آن، انگیزهxadهای افراد از نیاز به جبران احساسات ذهنی، حقارت و ضعف نشأت میxadگیرند. در سالxadهای اخیر نیز، نظریهxadهای مختلفی از خودناتوانxadسازی تحت تئوریxadهای هدف (مارتین و همکاران[1]،2003)، نیاز (الیوت و چرچ[2]،2003)، انگیزش خودارزشی (کاوینگتون[3]،1973)، خودتائیدی(سیگل و همکاران[4]،2005) و خود تنظیمی[5](هندریکس و هیرت[6]،2009) تعیین شدهxadاست.

نظریه آدلر

آدلر معتقد بود که احساسxadهای حقارت[7] همیشه به عنوان یک نیروی برانگیزاننده در رفتار وجود دارند. او نوشت: انسانxadبودن یعنی خود را حقیر احساسxadکردن، چون این حالت در همه ما مشترک است، نشانه ضعف نا بهxadهنجاری نیست. این احساسxadها منبع همه تلاشxadهای انسان برای غلبهxadکردن بر حقارت حتی واقعی یا تخیلیxadمان است. آدلر معتقد بود که کودک از قدرت و نیرومندی والدین خود و از نا امیدی تلاش برای مقاومت یا مبارزه با آن قدرت آگاه است. در نتیجه کودک نسبت افراد بزرگتر و نیرومندتر اطراف خود احساس حقارت را پرورش میxadدهد. اگر چه تجربه اوّلیه حقارت به کودکی مربوط میxadشود ولی به صورت ارثی تعیین نشدهxadاست، بلکه این تجربه از محیط ناشی میxadشود که برای همه کودکان یکسان است، بنابراین احساسxadهای حقارت، گریز ناپذیرند، امّا از آن مهمxadتر ضروری هستند، زیرا برای تلاش و رشدکردن انگیزش فراهم میxadآورند.

هر چه سن فرد بالاتر میxadرود؛ بر تمایل او به اینکه بر ضعف خود غلبه کند و همانند دیگران شود و کارهایی کند که آنxadها میxadکنند افزوده میxadشود. او به پیشرفتxadهای خود قانع نیست و پیوسته احساس حقارت میxadکند و به دنبال هدفxadهای تازهxadتر و عالیxadتر میxadرود امّا گاهی نیز پیش میxadآید که آدمی نقص یا ضعف (چشمان ضعیف، سردرد، زخم معده) را بهانه قرارداده و برای خودداری از انجام کارهای دشوار یا برای توجیه شکستی که در به ثمررساندن آنxadها برخوردار است، دلیلxadتراشی کنند. آدلر بر این باور است، کودکانی که دارای نقص بدنی هستند، خود را برای روبرو شدن با پیشامدهای زندگی ناتوان احساس میxadکنند و این احساس ممکن است آنxadها را از کار و کوشش بازدارد و بر ناتوانی آنxadها بیافزاید. (به نقل از سیاسی، 1388)

[1]-Martin et al.

[2]-Elliot&Church

[3]-Covington

[4]-Siegel et al.

[5]-Self-regulation

[6]-Hendrix&Hirt

[7]-Inferiority feelings

....

تعریف خودناتوانxadسازی

در چنددهه پیش برگلاس و جونز[1] و همکارانش نظر دادند که افراد تلاش میxadکنند تا شرایط رفتارشان را طوری تنظیم کنند که اگر عملکردشان ضعیف باشد، این شرایط پیش از فقدان توانایی و ارزشمندی به عنوان عملکرد ضعیف جلوه نماید. به عبارت دیگر، افراد مجموعهxadای از راهبردها را به کار میxadگیرند تا به عنوان قربانیان شرایط و نه ناتوان به آنxadها نگریسته شود برگلاس و جونز این راهبردها را خود ناتوانxadسازی نامیدند زیرا استفاده از آن ها ممکن است به تضعیف عملکرد بینجامد.

راهبردهای خودناتوانxadسازی آن شرایط پیشxadآیندی هستند که افراد فراهم میxadسازند به این امید که جانشین عواملی شوند که در آینده ممکن است شایستگی آنان را مورد تردید قرار دهد. آرمانی آن است که افراد این شرایط را در عوامل بیرونی جست وجو کنند نه در عوامل درونی به نظر برگلاس و جونز خودناتوانxadسازی عبارت است از هر عمل یا زمینه عملی که به فرد امکان میxadدهد تا شکست را به عوامل بیرونی (بهانه) و موفقّیت را (به منظور کسب افتخار) به عوامل درونی نسبت دهد.

انواع مختلفی از رفتارها و احساسات هستند که به عنوان راهبردها یا عوامل خودناتوانxadساز شناخته شدهxadاند از قبیل مصرف دارو (برگلاس و جونز،1978، کلدینز و آرکین،[2] 1982)، مصرف الکل (برگلاس و جونز،1978، تاکر و همکاران،[3]1981، هیگینزو هریس،1988) کمxadآموزی[4] (برگلاس و جونز،1978)، اضطراب امتحان[5](هریس و همکاران، 1986، یوسونگ،1988)، اضطراب اجتماعی[6] (اسنایدر و اسمیت،1986،اسنایدر و همکاران،1988)، نشانهxadهای بیماری فیزیکی (اسمیت و همکاران،1983)، فقدان تلاش و تمرین، (ماتسو،[7] 1996، بام گاردنر و لوی[8]،1988) انتخاب هدفxadهای غیرقابل دسترس (گرینبرگ،1985) فقدان آمادگی (هریس و اسنایدر،1986)، بهانهxadسازی (استروب،1986)، چاقی(شیل و همکاران،1991)، مسامحه کاری، (وسلی،1994) فقدان خواب، همنشینی زیاد با دوستان و یا درگیری در فعالیتxadهای بسیار (هیگینز و همکاران،1990) (به نقل از هاشمی، 1380)

برخی از پژوهشگران به گونهxadای به خودناتوانxadسازی اشاره کردهxadاند مبنی بر اینکه افرادی که ترس از شکست دارند، برخی مواقع مجموعهxadای از حالات فیزیکی و روانی و یا نشانهxadهای مرضی را مطرح میxadکنند، به نحوی که بتوان شکست را به این نشانهxadها و نه عدم شایستگی اسناد داد. به عبارتی، آنxadها از این نشانه های مرضی و حالات روانی به عنوان راهبردهای خودناتوانxadسازی استفاده میxadکنند. (اسمیت و همکاران،1983) این نوع راهبردها را، راهبردهای خودناتوانxadساز خود گزارشی یا خودادعایی گویند( لری و شپرد، 1986).

[1]-Bereglas & Jones

[2]-Koldinz&Arkin

[3]-Taker

[4]-Underachievement

[5]-Test anxiety

[6]-Social anxiety

[7]-Matsu

[8]-Gardner & Lovy

...

پیامدهای عاطفی خودناتوانxadسازی

اشاره کردیم که خودناتوانxadسازی به کاهش عزتxadنفس میxadانجامد. شاید به همین دلیل است که افراد خودناتوانxadساز اغلب تجارب منفی عاطفی نیز گزارش میxadدهند. از آنxadجایی که هدف افراد خودناتوانxadساز از استفاده راهبردهای خودناتوانxadسازی حفظ ارزشمندی است میxadتوان گفت که آنxadها به نوعی درگیر مقابله هیجانxadمدار[1] و نه مسئلهxadمدار[2] هستند. به عبارتی، بیشتر قصد حمایتxadکردن از خود دارند و نه بهبود عملکرد. شواهدی نشان میxadدهد افراد خودناتوانxadساز بالا نسبت به افراد پایین در خودناتوانxadسازی بیشتر از راهبردهای هیجانxadمدار نظیر (انکار، عدم در گیری شناختی[3] ) و عدم درگیری رفتاری [4]و تمرکز منفی[5] استفاده میxadکنند و راهبردxadهای مقابله مثبت نظیری (باز تعبیری مثبت و بهبود هیجان ) را به کار میxadگیرند. (زاکرمن ، 1998، به نقل از هاشمی،1380)

تحقیقات انجامxad شده در داخل کشور

ریحانه شهیدی(1392) در پژوهشی با عنوان اثربخشی گشتالتxadدرمانی به شیوه گروهی بر افزایش جرأتxadورزی و کاهش افسردگی دانشxadآموزان دختر به این نتیجه رسید که شرکتxadکنندگان در گروهxadهای گشتالتxadدرمانی به بهترین نحو آزادی و اشتیاق را در افراد جهت تغییر ایجاد نماید و باعث افزایش جرأتxadورزی شود.

ربیعی و همکاران (1392) در پژوهشی با موضوع شناخت اثربخشی برنامه جرأتxadورزی مدرسه محور بر مهارتxadهای خود تصمیمxadگیری و خود حمایتی دانشxadآموزان دبیرستانی به این نتیجه رسید که برنامهxadهای جرأتxadورزی در دانشxadآموزان دبیرستانی منجر به افزایش مهارتxadهای خود تصمیمxadگیری و خود حمایتی میxadشود.

اسلامی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان ارزیابی اثربخشی برنامه جرأتxadورزی بر میزان استرس، اضطراب و افسردگی دانشxadآموزان دبیرستانی دریافتند که اجرای برنامهxadهای جرأتxadورزی در دانشxadآموزان سنین دبیرستانی منجر به کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی آنان میxadشود.

در پژوهشی فهیمه پیرساقی (1391) به بررسی اثربخشی آموزش خود متمایزسازی بر جرأتxadورزی نمود و دریافت که که آموزش مؤلفهxadهای خود متمایزسازی منجر به افزایش جرأتxadورزی میxadشود.

دکترابراهیمی قوام و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش مهارتxadهای ابراز در افزایش جرأتxadورزی و عزّتxadنفس دانشxadآموزان کمxadجرأت دختر پایه سوم تا پنجم ابتدایی شهر تهران دریافتند که آموزش مهارتxadهای ابراز وجود باعث افزایش جرأتxadورزی دانشxadآموزان کم جرأت شدهxadاست و این تأثیر در فاصله بین پسxadآزمون و مرحله پیگیری دوام داشتهxadاست.

[1]-Emotion-focused

[2]-Problem-focused

[3]-Cognitived disengagment

[4]-Behavioral disengagment

[5]-Negative focus


کلمات کلیدی مرتبط:
خود ناتوان سازی، مبانی نظری و پیشینه تحقیق , , ادراک توانایی، سازه اصلی نظریه خودارزشی کاوینگتون (1992) است، مطابق با این دیدگاه مردم نیاز دارند که خود را فردی شایسته ادراک کنند، به عبارت دیگر توانمندبودن نشانه ارزشمندبودن است، به خاطر اهمّیتی که خودارزشمندی دارد و به منظور حفظ خود پنداره مثبت ,
  • ۹۶/۰۴/۱۶

نظرات

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

برچسب: نویسنده: سارا حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 10:30

صفحه بندی